ثی ثُده

یا رب عید است، عطا بر همه ده

                             بر ماتم و اندوه همه خاتمه ده

پایان غم همه ظهور مهدی است

                            تعجیل فرج به مهدی فاطمه ده

اللهم عجل لولیک الفرج و العافیة و النصر  و اجعلنا من خیر اعوانه و انصاره.

دلقکســــــــال نــــو همـــــــــگی مــــــبــــــــــــــــارکدلقک

همراه با بهترین آرزوها برای تک تک شمابغل

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/٢٥ساعت ۱٢:٤٢ ‎ق.ظ توسط *لی لی* نظرات ()

علی: (نصفه شب میون خوابخمیازه) یه ثیثه ثیر میخوام فقط ثیرین باثه ثرد باثه ثیادم باثه.میثه؟بازنده

لی لی: ثی؟ یه بار گیگه بگو! قهقهه

علی:این ذوری نگو عصبانی(با صدای بلند و شمرده ) گفتم  یه  ثیثه    ثیر    میخوام    فقط    ثیرین باثه     ثردباثه       ثیادم باثه!عصبانیمیثه؟

لی لی(در نهایت بد جنسی شیر سرد شیرین نشده میارهخوشمزه)

علی: (بعد از اینکه نصف لیوانو سر کشیده) مگه نگفتم فقط ثیرین؟هان؟عصبانی

لی لی:قهقههباثه بابا بده ثیرینث کنم! تازه یادش افتاده!!!!

علی:زبانخمیازه

اون قدر علی کفری میشه مثل خودش باهاش حرف بزنیم که خدا می دونه...کلافه

عوضش من کلی حال می کنمقهقهه

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/٢۳ساعت ۸:۳۳ ‎ق.ظ توسط *لی لی* نظرات ()

روز آدینه شد و تشنه ی دیدار توام

                                  سالیانیست که سرگشته بازار توام

 بوی پیراهن تو میرسد از راه کنون

                                 یوسفا! دیده به راه تو و بیمار توام! ...

 

نوشتم این شعر رو برای اونایی که عصر جمعه که می شه غم میشینه رو دلشون که واقعا یه هفته دیگه گذشت و...

نوشتم این شعر رو  اما می دونم که شامل حال خودم نمی شه.

وقتی آدم ٧ صبح روز جمعه همچین چیزی بنویسه یعنی منتظره؟ یعنی  مطمئنه که امروز هم نمیاد دیگه؟ به این میگن انتظار؟

یادم میاد چند سال پیش تو یه کتابی خوندم هر چیزی یه نشونه هایی داره.

وقتی کسی واقعا منتظر کسی یا چیزی باشه این انتظار یه آثاری همراه داره.

مثلا وقتی یه  نزدیک مورد علاقتون تو راهه که بیاد، منتظرشین اما دیر کرده.

اگه نیمه شب ،

یهو ،

پریشون و دل نگرون،

 از خواب بپرین

بی تاب بشین

 بگین خدا یه مسافر تو راه دارم، نرسیده، سالم برسونش!

این یعنی شما واقعا منتظرشین!

نه اینکه... 

خوش به حال اونایی که برای رسیدن امامشون این دلهره رو داشته باشن.

 

این فایلو گوش کنین

.

.

.

 ته نوشت: نمی دونم باید از این بابت خوشحال بود یا ناراحت که یه وبلاگی هست که به خاطرش جمعه به جمعه دنبال یه شعری بری- به کتابی یا دونسته هات رجوع کنی که توش بنویسی!

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/٢۱ساعت ٦:٥٢ ‎ق.ظ توسط *لی لی* نظرات ()

علی: مامان میثه یه گابلمه ثبذ(سبز) برای من بخرین؟

لی لی:بغل آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآره مامان، می خوای برامون آشپزی کنی؟

علی:نه، میخوام ماثینامو توث بذارم.

لی لی: وااااااااااا، که چی بشه؟

علی: که درثو ببندم راحت بخوابن!

.

.

.

جای بسی خوشحالی داره پسرمون تا این حد پیشرفت کرده.

گفتگوی ما در 5 ماه گذشته رو بخونید:

علی: مامان میثه اینو بذاری تو فریذر بپذه بدی من بخورم؟

لی لی:(حسابی مشغول کار بدون اینکه ببینه علی رو)  چی چیو چی کار کنم؟

علی:هیثی!(فرار کرد و رفت)

چند دقیقه بعد...

علی: (در حالیکه تا کمر خم شده بود توی ماشین لباسشویی و به زور یه 4 پایه کوچوکو که فشار داده بود اون تو رو در می آورد) بیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاین! آماده ثُد! نیشخند

لی لی: معنیه چیز خوراکی، فریزر، پختن و خوردنو... رو هم فهمیدیم!خوشمزه

حالا جا نداره به خاطر خواسته منطقیه پسرم خوشحال باشم؟مژه

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/۱۸ساعت ٤:۳٤ ‎ب.ظ توسط *لی لی* نظرات ()

آیا می دونین بدن انسان می تونه تا 45 واحد درد رو تحمل کنه،
اما زمان تولد، یک زن تا 57 واحد درد رو احساس می کنه؟
این مقدار معادل شکسته شدن همزمان 20 استخوانه!
قلب ماماناتون رو دوست داشته باشید قلب

.

.

.

.

کیه که قدر بدونه؟؟؟
آی علی کجایی؟؟؟؟؟؟ زودتر با سواد شو بخون اینارو!
حالا نه اینکه ما بزرگ شدیم و اینا رو خوندیم خیلی فهمیدیم!

بچه هامونم  میشن لنگه خودمون!کلافه

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/۱٧ساعت ٤:٤٠ ‎ب.ظ توسط *لی لی* نظرات ()

علم بهتراست یا ثروت؟؟؟سوال قدیمیه جوابش چی بود؟سوال

 

گزینه هردومورد نداشت؟!؟!نیشخند

 

پاسخ از محضر امیرالمومنین علی علیه السلام :پرسیدم از سرور دو عالم که آیا علم بهتر است یا مال دنیا؟

فرمودند: علم بهتر از مال است زیرا علم ، تو را از بلاها حفظ مى کند ولى مال را، تو باید حفظ کنى ، مال را اگر انفاق کنى با خرج کردن کم مى شود ولى علم با انفاق پاینده و افزوده مى گردد و بالاخره کسى که بزرگى خود را به وسیله مال به دست آورده است با از دست دادن مال آن بزرگى نیز از دست برود.

العلم خیر من المال ، العلم یحرسک و انت تحرس المال و المال تنقصه النفقه ، و العلم یزکو على الانفاق و صنیع المال یزول بزواله...)

بود بهتر از مال دانش بسى

              ز دانش بهر جا که خواهى رسى

                                     ازیرا که دانش نگهبان توست‏

                                                       ولى مال در زیر فرمان توست‏

بغلخواهش می کنم که بالاخره به جوابش رسوندمتون!

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/۱٧ساعت ۱۱:٥٠ ‎ق.ظ توسط *لی لی* نظرات ()

گاهی اوقات که " با با " میگه آخرش ما نفهمیدیم شما خانمها سیستمتون چیه؟!؟!

نه تنها نمی فهممش تازه تو ذهنم کلی جملات مختلف رژه می رن که شما آقایون خیلی خنگ تشریف دارین که متوجه نمی شین و ...(از این قبیل الطاف...نیشخند)

اما وقتی پیش میاد یه موقع هایی خودم از بیرون به حرفها،گله ها، تئوریهای ارائه شده، درد دل و در کنارش  عملکرد و رفتار بعضی خانمها نگاه می کنم، جدا حق می دم به مردهای بیچاره!!!!

خدائیش اصلا خودمون می فهمیم چی میگیم؟

چه سیستمی هستیم ما خدا می دونه!مژه

 

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/۱٥ساعت ٥:٥٦ ‎ب.ظ توسط *لی لی* نظرات ()

با با: علی موافقی پژو بخریم؟

علی: اِه! پس ماثین پرایدمون ثی؟

با با: پرایدو می فروشیم، پژو می گیریم دیگه.

.

.

.

سه روز بعد علی داشت برای با با تعریف می کرد که امروز یه خانم تو خیابون ازش پرسیده اسمش چیه و آیا مدرسه میره اونم گفته نه! من مهد کودک میرم ( که البته نمی ره!)

با با: اِه پس مدرسه چی؟

علی: بزرگ ثُدم مهد کودکو می فروثَم میرم مدرثه گیگه!

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/۱٢ساعت ٧:٠٥ ‎ب.ظ توسط *لی لی* نظرات ()

تا حالا شده به صورت کاملا اتفاقی یه چیزی بشنوید یا به نوشته ای بر بخورید که جواب یه سوالی که مدت ها ذهنتونو مشغول کرده بوده توی اون باشه؟

تا حالا شده احساس کنید  برای رسیدن به هدفی یا چیزی هر چی بیشتر سعی می کنید بیشتر ازش فاصله می گیرید؟

برای من امروز پیش اومد.

شما هم بخونید:

عن ابى عبد اللَّه علیه السّلام: قال العامل على غیر بصیرة کالسّائر على غیر الطّریق لا یزیده سرعة السّیر الّا بعدا.

 امام صادق علیه السّلام می فرمایند: کسى که بدون بصیرت و دانائى، به کارى دست میزند مانند مسافرى است که در بیراهه میرود، او هر قدر بر سرعت سیر خود میافزاید به همان نسبت از جادّه دورتر مى‏‌‌شود.(الحدیت-روایات تربیتى، ج‏3، ص: 236)

.

.

.

نا خوشایند است،

نا خوشایند است که عمری در راه رسیدن به محبوب خویش بروی،

 
بدوی،


 اما وقتی نگاه میکنی ببینی جاده ای که تو را به او زیبا می رساند درست پشت سر توست...


یعنی که این همه سال دویده ام

 از تو دور شده ام

 دورِ دور

زیرا که تو را نِ م ی ش ...

 

شهادت امام حسن عسکری بر شیعیانشان تسلیت باد

آجرک الله یا بقیة الله

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/٤ساعت ۳:۱٦ ‎ب.ظ توسط *لی لی* نظرات ()

با با: علی دیدی خانم عمو رو؟

علی: کوثِث؟ (کوشش؟)

با با: ایشونن! عمو زن گرفتهچشمک

علی: آهان! (رو به عمو): بَثٌه هم داری؟؟؟(بچه هم داری؟)

ملت:خندهخندهخندهنه خندهنرسید که!قهقههقهقهه

علی(جدی و با اخم):خنده که ندارهزبان

 

پ.ن: عموی علی برای اولین بار  فردای بله برون عروس آینده رو آورده بود اینجا!

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/٢ساعت ٤:٢۱ ‎ب.ظ توسط *لی لی* نظرات ()

چرا بعضی وقتا، بعضی آدما وقتی می بینن کسی خوشحاله عوض اینکه با خوشحالی اون شاد بشن دنبال اینن که یه مرضی بریزن بلکه از دماغ طرف دربیاد؟

چرا وقتی کسی همیشه از انجام یه کاری توسط دیگران گله منده، تو شرایط مشابه خودش دقیقا همون کارو انجام میده؟یعنی واقعا نمی فهمه چی کار میکنه یا فکر میکنه طرف مقابلش پَپه تشریف داره و حالیش نیست؟ یا میخواد حرص نزدیکترین افرادشو در بیاره؟

چرا بعضی آدما اونقدر همیشه پیاز داغ سیر داغه چیزایی که نقل میکننو زیاد میکنن که دیگه وقتی چیزی میگن آدم باور نمیکنه شاید واقعا قضیه همین طوری باشه که اون میگه!

و هزار تا چرا ی دیگه....

واقعا چرا؟؟؟؟؟

اون وقت چقدر بده که آدم میزبان کسایی باشه و از کسایی پذیرایی کنه که تو دلش همچین احساسایی نسبت بهشون داشته باشه.

یعنی واقعا اشکال کار کجاس؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

 

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/۱ساعت ٦:٥٥ ‎ق.ظ توسط *لی لی* نظرات ()

Design By : Pars Skin