ثی ثُده

به به سلاااام

نیشخند

دیدین وقتی چند وقت خونه رو تمیز نکنید بعدش دیگه آدم سختش میشه؟ نمیدونه از کجا شروع کنه. این میشه که تا یادش میفته یه جوری سر خودشو به چیز دیگه گرم میکنه که بگه وقت ندارمو  از یادش بره خونه کثیفهخنده

حکایت آپ کردن من هم همین شده.

از بعد از به دنیا اومدن طاها 100 بار که چه عرض کنم "n" بار اومدم یه مطلب نصفه نیمه نوشتم، بعدش هم سند نکردم. چون میخواستم از جای دیگه شروع کنم و گفتم نه این برای شروع خوب نیست!نیشخند

الان دیگه اومدم شاخ غول و بشکنم و چند خط از حال و روزگارمون براتون بنویسم و بفرستم.

20م مهر جوجه ما 9 ماهه میشه.

هیچی شیرین تر از این نیست که  صبح با ضربه های انگشتایی که از تف خیس شدن چشاتو باز کنی و ببینی یه موجود قلمبه، یه دستشو تا مچ کرده تو دهنش و با اون یکی میکوبه تو سر تو، با نگاه پر از محبت و خنده کجکی بهت میگه پاشو یه چی بده من بخورم...

من اینطوری میشمخوشمزه

از ته دلم احساس شیرینی میکنمقلب

اونقدر اوقات شیرینی باهاش دارم که گاهی به خدا میگم  این بابت کدوم کار خوب منه؟ آخه تو چقدر بزرگی؟

حتی به قدر نوشتنش نمیخوام کسی رو توش سهیم کنمنیشخندهمش مال خودم!

نیشخند

نیشخند

علی هم خوبه. میره پیش دبستانی.مردی شده برای خودش.

خیلی احساس خوشایندیه وقتی بچه آدم وارد یه برهه جدید میشه.

خدا رو شکر میونه اش با داداشش خیلی خوبه و من اصلا از جهت حسادت یا اذیت اون مشکلی ندارم.

ولی خوب خیلی خسته  میشم. خیلی انرژی میبرن.

کلی چیز تو ذهنم بود بنویسم اما الان این فسقل خان بغلمه و هی میکوبه رو کی بورد و حواس منو پرت و پلا میکنه.

فعلا اینو داشته باشین علی الحساب تا برسم خدمتتون.

ماچمژهبامن حرف نزن

 

 

 

نوشته شده در ۱۳٩۱/٧/۱٢ساعت ۱٠:٥٥ ‎ق.ظ توسط *لی لی* نظرات ()

Design By : Pars Skin