ثی ثُده

اه اه اه

بدم

خیلی بدم

از تو بده حالم

سومین عیدیه که نیومده فکر مسافرت و گذران تعطیلاتش واقعا حال منو بد میکنه. دوباره یاد حال پارسالم این ایام افتادم...اه اه اه

کاش میشد تو زندگی یه برهه هایی رو مثل فیلم کنترل بگیری دستت بزنی بره ترک بعد.

کاش میشد...

 

هیچکی تا خودش همین الان، مادر یه بچه یه ساله بد خوراک و بد خواب و بد قلق و فضول نباشه حس منو نمیفهمه.

نمیفهمه اصلا فکر کردن به یه هفته مسافرت که چند تیکه باشه دو روز یه جا 3 روز یه جا. خونه فامیل! چقدر آزاردهنده است. خوش گذشتنش پیشکش!

کسی نمیفهمه دغدغه ضبط و ربط (شیر دادن- عوض کردن-خوابوندن- غذا براش درست کردن...) این بچه تو راه و شلوغی و ... با وجود چند تا بزرگتری که باید برای احترام نظر اونا تو اولویت باشه یعنی چی.

باید یه بعد از ظهر در حالیکه دارن از خواب میمیرن بچه رو بغل کنن بگردونن تا صداش بقیه رو اذیت نکنه، بعدش هم که همه بلند شدن بالاجبار سرحال و بگو بخند باشن که کسی نگه چرا قیافه گرفتی، تا بفهمن فکر مسافرت به خونه یه فامیل چه حسی داره!!!!!!!

فقط مخالفتت دیده میشه.

چقدر حس بدیه اینکه از تو متشوش باشی ولی ترجیح بدی در موردش حرف نزنی. چون هر برداشتی از حرفت میشه جز اون چیزی که منظورته...

دلم میخواست اونقدر تنها بودم که برای عید هیچ گزینه ای جز 14 روز خوابیدن تو خونه خودم نداشتم.

 .

.

.

 

پیشاپیش سال نوی همتون مبارک

براتون تعطیلات خوبی آرزو میکنم

نوشته شده در ۱۳٩۱/۱٢/٢٢ساعت ٦:٠٩ ‎ب.ظ توسط *لی لی* نظرات ()

Design By : Pars Skin