ثی ثُده

خیلی وقته نشده بیام از خودمون بنویسم.

از پسرا و کاراشون. هی میخوام بیام از طاها بنویسم که بعدا یادم نره نمیشه.

دروغه بگم وقت نمیکنم، بیشتر به این خاطره که اصلا فکرم جمع نمیشه اگرنه خیلی هی یاد اینجا میفتم دوست دارم بنویسم ولی نمیشه.

از علی شروع کنم:

جناب علی آقا  کلاس اولی شده. حسابی مرد شده برای خودش. لذت میبرم وقتی باهاش بیرون میرم کنارم راه میاد، کیف میکنم وقتی با هم تنهاییم و مثل یه آدم بزرگ میتونم باهاش حرف بزنم. کاملا دلیل و منطق و استدلال آوردن براش نتیجه میده و کلی همراهم میشه و باهام بحث میکنه. بینهایت مهربون و احساساتیه و خیلی خوب احساسشو به زبون میاره و من خیلی از این بابت خوشحالم. هفته گذشته 2 روز خونه نبودم، علی و باباش تنها بودن وقتی برگشتم اونقدر با محبت به من نگاه میکرد...فردا صبحش بیدارش کردم برای مدرسه تا چشم باز کرد،  پا شد بغلم کرد گفت: مامان میدونی تو قشنگ ترین آدم دنیایی ؟!؟!؟

  بعدش رفت دستشویی و وقتی اومد تو آشپزخونه صبحانه بخوره گفت: مامان میدونی چقدر آحساس آرامش میکنم اول صبح تو رو میبینم!!!

لبریز میشم ازعشق وقتی این مدلی باهام حرف میزنه.

 

و اما کوچیکه....طاها...طاها...یک موجوده بد غلق، غر غرو، گریه او، جیغ جیغو، بهانه گیر، بینهایت مهربون و خیلی خیلی پر حرف.

الان 20 ماهشه. حرف زدنو اصلا با کلمه گفتن شروع نکرد، از اول با همون زبون لالی، قبل از اینکه راه بیفته،  از تو کریر جمله میگفت! یه وقتا میشد میدیدیم 5 دقیقه پشت هم داره بلغور میکنه صداهایی که یک کلمشم نمیفهمیدیم فقط از حالت صورتش میشد فهمید چیز خوب داره تعریف میکنه یا بد!

90 درصد اوقات شاکیه.

سیستمی داره برای خودش که کلا تو هیچ بچه ای ندیدم!

فضووووووووووووووووووووووول

شیطوووووووووووووووووووووووون

طقسسسسسسسسسسسسس

پررروووووووووووووووووووووووووووووووووووو

طلبکاررررررررررررررررررررررررررررررررر

با جذبه!

یوهو میبینین وسط حرف چند تا بزرگتر در حالیکه دستش کنار بینیشه با اخم میاد میگه هیث هیث! یعنی دیگه بسه ساکت باشین!

حسابی حساب علی رو میرسه. درسته قورتش میده.

کافیه علی از مدرسه میاد یه چیزی برای من تعریف کنه، بلافاصله میزنتش کنار میاد جلوی من به همون اندازه که اون حرف زده، یه چیزایی پشت سر هم با همون حالت ردیف میکنه، همون مقدار حرف میزنه  و راهشو میکشه میره!

الان اومده کنار من وایساده میگه: اوه اوه مامان بوخ زی ! یعنی بیا ببین چقدر پوپ کردم!!!!!!!!!!!!

اوه اوه اولش منو کشتهخنده

فعلا همینو بفرستم که معلوم نیست بعدا کی بشه باز بیام بنویسم!

خدانگهدار همگی تا بعد

 بغلبغلبغلبای بای

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/۸/۸ساعت ٥:٠۱ ‎ب.ظ توسط *لی لی* نظرات ()

Design By : Pars Skin