ثی ثُده

علی: مامان میثه یه گابلمه ثبذ(سبز) برای من بخرین؟

لی لی:بغل آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآره مامان، می خوای برامون آشپزی کنی؟

علی:نه، میخوام ماثینامو توث بذارم.

لی لی: وااااااااااا، که چی بشه؟

علی: که درثو ببندم راحت بخوابن!

.

.

.

جای بسی خوشحالی داره پسرمون تا این حد پیشرفت کرده.

گفتگوی ما در 5 ماه گذشته رو بخونید:

علی: مامان میثه اینو بذاری تو فریذر بپذه بدی من بخورم؟

لی لی:(حسابی مشغول کار بدون اینکه ببینه علی رو)  چی چیو چی کار کنم؟

علی:هیثی!(فرار کرد و رفت)

چند دقیقه بعد...

علی: (در حالیکه تا کمر خم شده بود توی ماشین لباسشویی و به زور یه 4 پایه کوچوکو که فشار داده بود اون تو رو در می آورد) بیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــاین! آماده ثُد! نیشخند

لی لی: معنیه چیز خوراکی، فریزر، پختن و خوردنو... رو هم فهمیدیم!خوشمزه

حالا جا نداره به خاطر خواسته منطقیه پسرم خوشحال باشم؟مژه

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱٢/۱۸ساعت ٤:۳٤ ‎ب.ظ توسط *لی لی* نظرات ()

Design By : Pars Skin