ثی ثُده

لی لی:  نهار چی دوست داری بزارم؟

علی:  عدث پلو (طبق معمول!)

لی لی:  اگه عدس پلو نزارم؟

علی:  من دیگه بات گهر (قهر) میکنمقهر

لی لی:  بعدش چی میشه؟

علی:  گریه میکنم.

لی لی:  بعدش؟

علی:  میرم از پیث ثما(پیش شما).

لی لی:  کجا؟

علی:  تو خیابونا اونزا گریه میکنم تا ثَب.

لی لی:  تــــــــــــــــا شــــــــــــبتعجب؟بعد؟

علی:  بعد میام تو تختم می خوابم!!!!

 

 

 

کاش آدم بزرگا هم مثل بچه ها قهرشون اندازه داشت، از اول

 تهشو می دیدن. اگه اینجوری بود، چقدر خوب جوری بود...

نوشته شده در ۱۳۸۸/۱۱/۱٢ساعت ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ توسط *لی لی* نظرات ()

Design By : Pars Skin