ثی ثُده

 از وقتی تأتر شب مهتابی رو دیدم به خودم گفتم حتما حتما حتما یه پست در موردش می نویسم اما هی نشد تا الان  که تو هفته دفاع مقدسیم دیدم بی مناسبت نیست این کار انجام نشده رو بیام انجام بدم.

با اطمینان کامل میتونم بگم زیبا ترین نمایشی بود که تو عمرم دیدم.

کل نمایش تو فضای باز و کوه هست و تماشاگرا تو یه سوله خیلی بزرگ هستن که دورش بازه و خیلی خوب فضای نمایش احاطه به کل آدمای توی سوله داره.

شب آفتابی به ترتیب از داستان آفرینش حضرت آدم شروع و به وقایع آخر الزمان و ظهور حضرت مهدی علیه السلام ختم میشه.

این وسط  تیکه تیکه وقایع دیگه  رو نشون میده رانده شدن حضرت آدم از بهشت - داستان حضرت ابراهیم علیه السلام - حضرت موسی علیه السلام- حضرت عیسی علیه السلام- نبوت حضرت رسول صلی الله و علیه و آله- واقعه غدیر خم- شهادت پیغمبر- غصب ولایت از امیرالمومنین - شهادت حضرت زهرا سلام الله علیها - شهادت امیرالمؤمنین علیه السلام- شهادت امام حسن علیه السلام- واقعه کربلا و بعد... میرسه به انقلاب و جنگ تحمیلی و در نهایت هم ظهور منجی.

هر تکه از نمایش ویژگی ها و قشنگی های خاص و  تأثیر خودشو داشت. بهتر بگم هر قسمت میشه گفت صحه ای بود به دونسته ها و اعتقاداتم و از دیدنشون لذت بردم ولی قسمت جنگ تحمیلیش خیلی منو تکون داد.

کلا باعث تغییر اساسی نگرش من به یک سری از مسایل شد.

من چیزی از زمان جنگ یادم نمیاد. اون موقع بچه بودم و ایران نبودیم ولی اون چیزی که شنیده بودم و تصوری که تو این سالها  از جنگ و شهدا داشتم با چیزی که بعد از قرار گرفتن تو فضای جنگ شب مهتابی برام بوجود اومد زمین تا آسمون فرق داشت.

 اونقدر از جبهه و جنگ و شهدا تو تلویزیون و به در و دیوار چیز دیدیمو  شنیدیم که به طور نرمال هیچ عکس العملی بهشون نداریم.

 خودمو میگم اصلا اون حسی که باید با شنیدن و دیدن این چیزا پیدا کرد رو نمی دونستم که چی هست... و فکرم نمیکنم امثال من کم باشن!

وقتی اومدیم بیرون خیلی حالم دگرگون بود، به بابا گفتم واقعا اینایی که رفتن جبهه چی کار کردن؟ ما که میدونستیم نمایشه و هیچ خطری تهدیدمون نمیکنه همین که تو اون فضا بودیم و حرم گرمایی که میخورد تو صورتمون محکم گوشامونو گرفته بودیمو با هر صدایی بی اختیار یه تکون میخوردیم و همدیگرو فشار میدادیم. فکرشو بکن اگه موقع جنگ اونجا بودیم چی کار میکردیم؟ حتی اون موقع نمی تونستم تصور کنم جای اون بازیگرا وسط اون آتیشا باشم چه برسه به اونایی که رفتن جنگ واقعی!!!!!!

همون یه کم قرار گرفتن تو اون شرایط صدبرابر بیشتر از شنیدن سالها سخنرانی و فیلم و مقاله در مورد جنگ و شهدا برام موثر بود تا تصویر و درک روشنی پیدا کنم.

توصیه میکنم حتما اگه ندیدین وقت بگذارین برین این نمایش رو ببینین. واقعا ارزششو داره. هر کی هم دیده یا میبینه نظرشو بگه ببینیم دیگران چه حسی داشتن.

ممنون که خوندینمنیشخند

تا یه پست دیگه بای بای

پ.ن.1: اصلا و ابدا بچه با خودتون نبرین چون مناسبشون نیست. حتی به عقیده من شرط سنی 12سال  بگذارن خیلی بهتره. جدا از ترسیدن از سر و صدا ها از نظر اعتقادی بچه باید در یه حدی باشه تا اثر منفی روش نداشته باشه. چون خصوصا قسمتهایی که شیطون حضور داشت واقعا آدم یه جوریش میشداسترس

پ.ن.2:در مورد پست قبل لازم میدونم بگم: از لطف همگی به جوجه ما ممنون.

 

 

 

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/٧/۳ساعت ۱۱:٥٧ ‎ب.ظ توسط *لی لی* نظرات ()

Design By : Pars Skin