ثی ثُده

 از وقتی یه ذره عقلم رسید، همیشه دوست داشتم برم تو

معنی واژه ها، به چیزهایی که دورتر از ذهنِ فکر کنم یا مثالی،

مصداقی، چیزی از بیرون، برای حالتهای درونیم پیدا کنم و با یه

 چیز دیگه اون حس و حالت رو وصف کنم.  از پیدا کردن این

اشتراکات لذت میبردم. 

٩٩% فکرام رو هم به کسی نمیگفتمنیشخند

 کلاخوشم میومد با خودم از این تفکرات میکردم .من جمله، در

مورد گریه کردن.

  فکر میکردم دل آدمها مثل یه اقیانوس می مونه و گرفتاریها و

 مشکلات زندگی هم مثل خورشیدی که اون بالاست.

در اثر تابش خورشید آب اقیانوس بخار میشه و هر از چندی که

بخارا اون بالا زیاد بشن، هوای دل آدم ابری میشه.

اونوقت بنا به اقتضای طبیعت احتیاج به یه بارش حسابی داره تا

هم هوای دل آدم تازه بشه، هم آب رفته به جای اولش برگرده.

بعدها شنیدم میگن  گریه بر هر درد بی درمان دواست! واقعا راست گفتن.

پ.ن.١:هیچ اشکالی نداره وقتی احساس میکنید دلتون پُره و از زمین و زمان به تنگ اومدید، قبل از هر چاره اندیشی دیگه برید یه گوشه ای بشینین و یه دل سیــــــــــــــــــــــــر گریه کنین.

پ.ن.٢:البته در مورد خنده هم همینو گفتنا. حالا اون بماند برای یه پست دیگهبای بای

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۸/٦ساعت ٤:٠٤ ‎ب.ظ توسط *لی لی* نظرات ()

Design By : Pars Skin