ثی ثُده

ساعت  ١٢ شبه و من مشغول درس خوندن با اعمال شاقه هستم. سرما خوردم حسابی و تا سرمو میگیرم پایین شیر آبیه که باز میشه و ...جناب بابا که زحمت کشیدن ١ ساعتی میشه خوابیدن. منمو این آقای کوچک.

لی لی: اون چیه تو دهنت؟

علی: شَرخه ماششششینمه.

لی لی: خسته نباشی! حالا از جا کندیش باید قورتشم بدی؟

علی: شونکه گُرُثنمه.

لی لی: اونو بخوری سیر میشی؟ برو تو آشپزخونه یه چیزی بردار بخور.

.

.

.

علی (حرکت میکنه سمت آشپزخونه یه کم بعد با یه تیکه نون سنگک در ابعاد ٢٠ در ٣٠  برمیگرده و در حالیکه نونو سمت لی لی گرفته):میشششه اینو برام گرم کنی بخورم؟

لی لی: خیال باطل اگه گذاشتی من دو کلمه بخونم. بده به من.

لی لی (نونو گرم میکنه ودر حال تحویل دادن نون): الان که یارانه ها رو برداشتن باید یه تجدید نظری تو نون خوردنت بکنی ها!

علی: شی؟

لی لی: میگم یارانه ها تموم شد!

علی: متفکر مگه نارانه ها نونو میپذیدن؟

لی لی:خنده  مممممممممممممم آره دیگه پس چی؟

علی (یوهو نونو از دهنش میاره پایین و میگیره رو به لی لی): پَث  بــیا !  بزار تو کیسه.

لی لی: خوشمزه قربونت بشم. شوخی  کردم! بخور.

علی:ششششوخی کردی؟  پَث بده بخورممنتظر

(نونو میخوره و چند دقیقه بعد...)

لی لی: باز چیه تو دهنت؟

علی: شَرخه ماششینم.

لی لی: چرا باز داری اونو میخوری؟

علی: آخه اینکه بقیه شَرخاش پیدا نشدن.

لی لی: خوب اونارو را لابد قورت دادی.

علی: کی؟  (?ki)

لی لی: من! تو دیگه! پس کی؟

علی: تعجب تو دیگه شَرخه ماششینمو قورت دادی؟

لی لی: کلافه وای ی ی ی ی ی. تو رو خدا ول کن پشیمون شدم اصلا بات حرف زدم. برو  بزار درسمو بخونم.

علی: بخون. خوب منم شششششوخی کردم باهاتزبان

 

پ.ن: علی عاشقه نونه. اونم نون خالی! کوچیک تر که بود به عنوان جایزه اگه غذاشو تا ته میخورد بهش نون خالی میدادم قهقهه البته هنوزم یه جاهایی به کار میاد.

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/۱٢ساعت ۱۱:٤٤ ‎ب.ظ توسط *لی لی* نظرات ()

Design By : Pars Skin