ثی ثُده

 آخ

وای

خدا نکنه مرد خونه مریض بشه

 آخ

یعنی کل و یوم!  ( قهقهه)  همه چی کن فیکون میشه ...

عصری من خسته  و هلاک از درس و کار خونه و مریضی،یه آه مختصری از نهادم براومد که شنیدم : پاشو، پاشو یه کم به من برس خوب میشی.

لی لی: چت شده که بت برسم؟

بابا:دارم مریض میشم.

لی لی:آخآخآخآخآخ  --------> (اینا منیمو علی و بچه های احتمالی آینده!) خدایا رحم کن! تو رو خدا الان مریض نشو not worthy

 بابا: آی دارم تب میکنم؟

لی لی:داری؟

دو ساعت بعد...

آقا دراز به دراز وسط خونه خوابیده؛

بابا:آی خدا...وای سرم... آی مریض شدم...دیگه خوب نمیشم...

لی لی:وا! حالا چرا این وسط افتادی؟ پاشو برو تو تخت.

بابا: نمیــــــــــــــــــــــــونم. آی نمی تونم...تب دارم

لی لی (دستشو میزاره رو پیشونی بابا): کو؟ کجا تبداری؟ از دست من که خنک تره!

بابا: نه، اِه. بیا دست بزار اینحا ببین.

آقا گشته یه نقطه داغ زیر پتو پیدا کرده میگه ببین چه تبی دارم!

خدایا خودت به دادمون برس...(کوش اون اسمایلی خواهش و تمنا؟؟؟؟

آهان پیدا شد) prayingprayingprayingprayingprayingprayingpraying

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/۱٧ساعت ۱٢:٠٢ ‎ق.ظ توسط *لی لی* نظرات ()

Design By : Pars Skin