ثی ثُده

 

یادمه سال اول دبستان بودم هنوز خیلی چیزی حالیم نبود( البته هنوزم

نیست) اما یادمه که روز وفات پیامبر بود.

 مامان و بابام تو هال نشسته بودن و بابام قسمتهایی از کتاب

محمد خاتم پیامبران رو بلند میخوندن. هر دو اشک میریختن. 

برای اولین باربود گریه بابامو می دیدم! حس عجیبی بودبرام...

منم نشستم گوش کردم و یه چیزایی از همون موقع رفت تو وجودم.

هر سال  آخر صفر که میشه یاد اون روز میفتم.

این لطف رو به خودتون بکنین، بدون هیچ زمینه و ذهنیتی بشینین تاریخ

رو از هرکتابی که دوست دارین، شیعه و سنی نداره، بخونین.

فقط بخونین ببینین چی گذشته؟!

 

 

 پیامبر به نص قرآن کریم "رحمة للعالمین" بودن و از روی زمین رفتن...

اما خدایا هنوز این همه به ما مهربونی...

یه وقتا فکر میکنم اگه زمان حیات پیامبر رو درک میکردیم دیگه چی میشد...

ولی تموم شد.

روز عزای رحمت للعالمین و آغاز غربت امیرالمومنین است...

تسلیت بر همه

 

 

نوشته شده در ۱۳۸٩/۱۱/۱٢ساعت ۱٢:٢٥ ‎ب.ظ توسط *لی لی* نظرات ()

Design By : Pars Skin