ثی ثُده

سلام به همگیبغل

بعد از یک سال بالاخره بخت این بحث رفتار با کودک باز شد.

پس بدون مقدمه چینی یه مروری به خلاصه قسمتهای قبل میکنیم تا برسیم به مطلب این دفعه.

چی گفتیم؟

یکی پاشه توضیح بده ببینم چقدر یادتونه!؟

بله شما

بگو

چی؟یول

آره از اوله اول بگو

بلند تر

.

.

.

درسته!

.

.

.

هان؟

من کی اینو گفتم؟

وا!

بزار خودم بگم.

گفتیم که:

1-رفتار بچه ها ارتباط مستقیمی با احساساتشون داره.

2- کودک ما وقتی خوب رفتار میکنه که احساس خوبی داشته باشه.

3- چطور میتونیم کمک کنیم کودک ما احساس خوبی داشته باشه؟ با پذیرش احساس او!

۴- اولین کاری که میشه برای پذیرش احساس کودک انجام داد اینه که بهش فرصت بدیم در مورد احساسش صحبت کنه.


 

**اینا برای این بود که کمک کنیم بچه با احساسات منفی اش روبرو بشه.

 

برای بزرگتر ها هم گفتیم برای مقابله با احساسات منفی و بروز عدم رضایتتون در قبال کار فرزند،

١- اون چیزی که میبینید رو توصیف کنید.

٢- در مورد اون مسئله اطلاعات به بچه بدین.( مثالهاشم زدیم)

نکته مهم در این دو مورد هم این بود که حتی الامکان به کوتاه ترین وجه ممکن مطلبتون رو بیان کنید.

و اما ادامه مطلب:

وقتی میخواهید کاری رو از کودک بخواهید انجام بده یا نده، این مسئله خیلی مهمه که از چه عبارتهایی استفاده میکنید.

حتما حتما حتما یادتون باشه اگر ایرادی و نقصی میبینید، موقع ابراز ناراحتی، چیزی رو متوجه شخص بچه نکنید بلکه اون عمل نا مناسب رو متهم کنید.

مثلا وقتی بچه شما دستشو توی دماغش میکنه، عوض اینکه با عصبانیت بگین خیلی بچه کثیفی هستی ،اه، حالمو به هم میزنی ! 

  بگین:

این کار اصلا قشنگ نیست. ناراحت میشم میبینم دستت تو دماغته. محتویات دماغت آلوده است امکان داره مریض بشی. ( توی این ٣ جمله، از ٣ مهارت یاد شده استفاده شده: هم به بچه اتهام نزدید، هم احساستون رو گفتید و هم اطلاعات دادید)

وقتی چیزی متوجه شخصیت بچه بشه دو حالت وجود داره: یا در برابر اعتراض شما جبهه میگیره و به کار خودش ادامه میده یا اینکه سر خورده میشه. با خودش می گه من خیلی احمقم- بی عرضه ام - نمیفهمم - نمی تونم و ...

که هیچ کدوم اون نتیجه مطلوب رو برامون نداره.

****نکته مهم**** : طبیعتا معلومه که بهتره والدین سعی در کنترل احساسات خودشون داشته باشن و مطلب رو با استفاده از جملات زیبا و با آرامش بیان کنن.

ولی اگر خیلی عصبانی بودید، فیلم بازی نکنید. چون به مراتب اثرات بدتری داره.

برای اینکه مطلب بهتر جا بیفته به یه مثال از گفتگوی لی لی و علی توجه کنید:

نمونه١:

لی لی خیلی  بدش میاد علی روی تختشون بپر بپر کنه. شدیدا حساسه به این مسئله.

علی روی تخت مشغول بالا و پایین پریدنه.

 

لی لی (در اوج عصبانیت) : علی جان میشه خواهش کنم روی تخت ما نپری؟

علی(در حال پرش) :نیشخند شِرا؟

لی لی: دوست ندارم مامان. نپر عزیزم.

علی(همچنان میپره): آخه من دوث دارم. خیلی کیف میده.

لی لی:خواهش کردم ازت مامانی. بیا پایین لطفا.

علی(محکم تر میپره): زبان آخه خیلی کیف میده.

لی لی با عصبانیت علی رو میگیره و از تخت میاره پایین. محکم میزاره زمین. یکی هم میزنتش ... بعد هم با داد میگه:

لی لی:عصبانیعصبانیعصبانی مگه به زبون خوش نمیگم نپر؟ چرا نمیفهمی؟ چند بار باید بگم بدم میاد رو تخت ما بپر بپر کنی؟ چرا حرف تو کلت نمی ره؟

علی:گریه

لی لی: ساکت! ببند دهنتو سرم درد می گیرهعصبانی

علی: گریهگریهگریه

نمونه ٢:

شرایط مشابه...

لی لی( با  صدای بلند و محکم): سریع از روی تخت بیا پایین.عصبانی

علی: شَشم نیشخند

میدونید علتش تو نمونه اول چی بود؟ چون وقتی از درون متشوش باشین ولی خلاف اون، خودتون رو خیلی آروم نشون بدین و جوابِ در خوری نبینید، یو هو به هم میریزین که من مستحق همچین رفتاری نبودم. ازش خواهش کردم ولی توجه نکرد.

اگر واقعا عصبانی هستید حستونو به کودک منتقل کنید تا سریع رفتار خودش رو بر اساس اون تنظیم کنه.

به مراتب داد اول بهتر از اون لحن محبت آمیز مصنوعی  و به دنبالش کتک خوردنه!

خوب برای اینکه طولانی نشه، فعلا تا اینجاشو داشته باشین تا بعد...

بای بای

 

نوشته شده در ۱۳٩٠/٢/۸ساعت ۱٢:٢٤ ‎ب.ظ توسط *لی لی* نظرات ()

Design By : Pars Skin