وقتی مرد خانه نباشد...

دوهفته است بابا ( بابای بچه ها!!) رفته سفرهورا

یه وقت فکر نکنین مردا نباشن اتفاق خاصی میفته ها، نه خیلی هم همه چیز خوب و روبراههنیشخند

یه کشف بزرگی که تو این مدت کردم این بود که خونه اصلااااااااااااا  به هم ریخته نمیشه. همیشه فکر میکردم کار بچه هاست، نگو کار گندهشون بوده قهقهه

همین طور شبا! همیشه بساط داریم که هی بابا به من میگه میخوام زود بخوابم، از فردا شب زود بخوابیم ... ظاهر امر مشکل من بودم ولی این دو هفته اصلا از ساعت 8:30 انگار همه کارای دنیا به اتاق خواب ختم میشه! مثل خانم مرغه جوجه ها رو زیر بالم میگیرم سر شب و ... بماند که خودم بعد 1 ساعت بیدار میشم و دیگه خواب نمیرمچشمک ولی مهم همون سر ساعت رفتن تو تخته که میرم!

دیگه از مزایای تنهایی چی بود ؟ نیشخند آهان،اینکه بدون سحری پشت سر هم 10 روز روزه گرفتم و موقع افطار انار میخوردم و سالاد! خوشمزههیچ کسم نبود چیزی بگه.

دیگه اینکه تا هوا تاریک میشه همممممممممممممممممممممممممممممه چراغای اتاقا، آشپزخونه،دسشویی، حموم، سالن، کتابخونه، هالوژنا...همٌه رو با هم روشن میکنم و  اصلا هم پشت سرم خاموش نمکینم.حال میکنمخندهحاااااااااااااااااال

گاهی تو آشپزخونه ایم علی میپرسه مامان کسی تو اتاق شماست؟ میگم بله، خودم احتمالا تا یکی دو ساعت دیگهزبان

 اصلا همینکه ماشین دائم تو پارکینگه باعث میشه هیچ کاری برای آدم پیش نیاد! اینم از معجزات نبود آقایونهچشمک

خونه خنکککککککککککککککک، شوفاژا نصفش خاموش، با یه لا لباس میگردم و میلرزم و هیچکی نیست هی بگه برو یه چی بپوش تا سرما نخوری! پاهات یخه، جووراب!مریض میشی مارم مریض میکنی!

آهههان، یه چیز خیلی خوب اینه که وقتی از در میرم بیرون و یادم میاد یه چیزی تو جا گذاشتم، با خیال راحت با کفش برمیگردم تو و هر جا هم بخوام میرممژه

تا احساس کنم یه ذره بنزین ماشین کم شده سریع تا خرخره پرش میکنم و ابدا اجازه نمیدم نزدیک به حدی بشه که چراغش روشن بشه! چه برسه به اینکه تازه وقتی چراغ بنزین روشن میشه کیلومترو صفر کنم که نکنه یه وقت قبل اینکه 60 تا با چراغ روشن رفت بنزین بخوره!!!!!!!

آشغالا، آشغالا خودشون پا دراوردن و میرن دم دردروغگو

طاها هم اصلا بهانه نمیگیره فقط کمی سیستم خوابش برگشته به حالت نوزادیشآخ

دیگه اینکه...ممممممممممممممممم...مممممممممممممممممممممممممممممم...

حوصله ندارم دیگه بنویسم

خیلی هم همه چی خوب و عالیهزبان اصلا هم بهمون سخت نمیگذرهزبان

 

 

/ 10 نظر / 64 بازدید
عاشق کوهستان

پس همه چی خیلی خوب و عالیه ... [متفکر] سلام دوست عزیز[گل] انشاءالله بسلامت از سفر برگردنند عزاداریهای شما هم قبول باشه

محدثه

ما هم كه همه رو باور كرديم[چشمک]

طیبه

خانوم خوش میگذره دیگه .. فقط این آشغالا بیچاره ها حرف نمی تونن بزن ها [شوخی] از حضورت خوشحال شدم مامان خوب .[گل]

ملیحه

[قهقهه][قهقهه][قهقهه] آی گفتی ... البته تهش باید بنویسی : حال ما خوب است اما تو باور نکن. چون به قولی : مرد از آن دسته معدود موجوداتی است كه وقتی نمیبینی اش انگار چیز بزرگی كم داری! چیزی قد تمام دوست داشتن هایت كه به یقین با دیگران تكرار نمیشود...

پرشکوه

یه جوری میگی مثل اینکه اقای خونه نباشه بهتره ولی از یه طرف دیگه می خونم فکر می کنم برای همه این شلوغ کردنهاش دلت تنگ شده نه مگه؟

دنیا

حداقل دیگه با کفش برنگرد بیا توی خونه[نیشخند] خونه ی خودت هست انگاریاااااااااااا [نیشخند]

یک انسان

با توجه به پستتون باید در واژه‌نامه ها «نبودن» رو اینجوری ترجمه کنیم: نبودن= لمس «بودن» اونجوری که نبود!

par1e

چقدم معلومه دلت برا اقای خونه تنگ نشده[نیشخند]

الناز(ممول)

سلام عزیزم نوشته هاتو دوس داشتم احساس کردم شخصیتت یه جورایی شبیه شخصیت خودمه همیشه موفق باشی ایشالا زودی بابای بچه ها بیاد [ماچ]

آزی

وای یعنی وقتی نباشن این خونه مرتبه هاااااااا. اگه بدونی من از دسته بابام و داداشم چی میکشم! سخت نمیگذره رو خیلی خوب اومدی [نیشخند]