واقعا چرا؟؟؟

چرا بعضی وقتا، بعضی آدما وقتی می بینن کسی خوشحاله عوض اینکه با خوشحالی اون شاد بشن دنبال اینن که یه مرضی بریزن بلکه از دماغ طرف دربیاد؟

چرا وقتی کسی همیشه از انجام یه کاری توسط دیگران گله منده، تو شرایط مشابه خودش دقیقا همون کارو انجام میده؟یعنی واقعا نمی فهمه چی کار میکنه یا فکر میکنه طرف مقابلش پَپه تشریف داره و حالیش نیست؟ یا میخواد حرص نزدیکترین افرادشو در بیاره؟

چرا بعضی آدما اونقدر همیشه پیاز داغ سیر داغه چیزایی که نقل میکننو زیاد میکنن که دیگه وقتی چیزی میگن آدم باور نمیکنه شاید واقعا قضیه همین طوری باشه که اون میگه!

و هزار تا چرا ی دیگه....

واقعا چرا؟؟؟؟؟

اون وقت چقدر بده که آدم میزبان کسایی باشه و از کسایی پذیرایی کنه که تو دلش همچین احساسایی نسبت بهشون داشته باشه.

یعنی واقعا اشکال کار کجاس؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

 

/ 3 نظر / 23 بازدید
علی قربانی

سلام دوست عزیز : خسته نباشید . جز 30 به اسم مبارک شما ثبت شد .

قاصدك

اهممم اهممم اهمممم[خرخون] میزبان محترم به نظر من اگه غذات رو شور و تند بکنی این آدما دیگه جرات نمیکنن بیان خونه ات بعد خاطر عزیزت واسه دیدنشون مکدر نمیشه!! پیشنهاد خوبی نبود آیا؟[نیشخند][زبان]

قاصدك

یه بار دیگه منم! میدونی گاهی به خودم میگم خوبه یه آینه بذاریم روبرومون و یه خرده بهش زل بزنیم و بعد داوری کنیم که آیا آدمای قابل تحملی هستیم که انتظار داریم دیگران تحملمون کنن آیا؟![ابرو] به نظرم تمام این آدمایی که گفتی آینه شون رو با سنگ خودخواهی و خودمحوری شکستن!![قهر] راستی علی کوچمولورو ببووووووووووووس[ماچ]